close
تبلیغات در اینترنت
بن بست انتخاباتی اصولگرایان و راه گریزی که آسان نیست

آخرین ارسالی های کانال تلگرام

عضویت در کانال تلگرام سایت

بن بست انتخاباتی اصولگرایان و راه گریزی که آسان نیست

بن بست انتخاباتی اصولگرایان و راه گریزی که آسان نیست

ابتدای دهه هشتاد ماه عسل اصولگرایان و کرسی های انتخابی آغاز شد؛ آنهم از انتخاباتی که سلایق و طیف های مختلف امکان حضور در انتخابات را یافته بودند اما با مشارکت حداقلی پیروز نهایی انتخابات شورای شهر دوم؛ اصولگرایان بودند.

به گزارش اخترنیوز ؛ آبادگران که به کرسی های شورای شهر تکیه زدند هنوز مجلس و دولت در دست اصلاح طلبان بود اما دیری نپایید که گزینه برگزیده آنان برای شهرداری از ساختمان بهشت به پاستور رهنمون شد و ره صد ساله را یک شبه رفت، در انتخابات مجلس نیز عوامل مختلف از محدودیت تا عدم مشارکت همه چیز را بر ترکتازی اصولگرایان فراهم آورد. آنان تنها طی سه سال همه نهادهای انتصابی و انتخابی را قبضه کرده بودند.

این تفوق و پیروزی تا نزدیک به یک دهه بعد ادامه یافت اما نکته آن بود که رقیب اصلی آنان یعنی اصلاح طلبان طی این مدت امکان یک رقابت همسان را نیافته بودند و اصولگرایان مسیر سهل و آسانی پیش روی خود داشتند و این خیال راحت به تدریج آنان را فشل کرد.

اصولگرایان در غیاب یک رقابت تنگاتنگ نیازی به اصلاح رویکردها، گفتمان سازی و جذب لایه های مختلف و متکثر عمومی را احساس نمی کردند و بیش تر و پیش تر از هر چیزی به رقابت های درون طیفی، تمرکز روی چهره ها و شخصیت های شناخته شده جریان خود متمرکز شده و نتوانستند نیروهای تازه و کارآمد را برای حضور در عرصه رقابت تربیت کنند.

البته این آسیبی است که متوجه رقیب آنان یعنی اصلاح طلبان نیز هست اما آنان حداقل در بعد گفتمانی جاذبه های لازم برای جذب توده های عام مردم را دارند؛ نکته ای که اصولگرایان نتوانسته اند در آن نیز حرفی برای گفتن داشته باشند.

از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 که رقابت متوازن تری شکل گرفته و شماری از چهره ها و نامزدهای اصلاح طلبان یا نزدیک به آنان توانسته اند در عرصه حضور یابند هر جا که انتخابات رقابتی بوده؛ اصولگرایان بازنده صحنه بوده اند و حال آنان در چنین شرایط و اوضاعی مهیای حضور در انتخابات ریاست جمهوری می شوند و البته مصرانه و موکد هم می گویند که در این انتخابات حضور جدی خواهند داشت.

حضور جدی که با توجه به این عقبه به نظر نمی رسد خروجی جدی هم برای آنان داشته باشد.

حزب موتلفه به عنوان با سابقه ترین حزب جریان اصولگرا از مدت ها پیش گفته بود که به دنبال معرفی گزینه حزبی در انتخابات است و بالاخره امروز اعلام شده که مصطفی میر سلیم وزیر سابق ارشاد در دولت هاشمی رفسنجانی گزینه نهایی این جریان است.

فارغ از شخصیت، توانمندی یا خصوصیات فردی و اخلاقی این نامزد معرفی شده گمان نمی کنم هیچ ناظر بی طرف و کارشناس سیاسی؛ میر سلیم را واجد کم ترین امکان شانس برای رقابت با حسن روحانی و تصدی سمت ریاست جمهوری بداند.

 

موتلفه به کجا رهنمون شده و چه ارزیابی نسبت به شرایط سیاسی و رویکردهای عمومی جامعه دارد که چنین گزینه ای را معرفی می کند، نکته ای است که ما از آن غافل هستیم اما این معرفی حکایت از آن دارد که چنته آنان برای حضور در یک رقابت انتخاباتی حتی بسیار از دهه هفتاد و هشتاد هم خالی تر شده است. شاید تا ساعاتی دیگر هم این گزینش تکذیب شود اما بازهم در اصل ماجرا خللی ایجاد نمی کند که اصولگرایان علیرغم میل باطنی و انگیزه های بسیار سیاسی برای حضوری اثر گذار در انتخابات چنته خالی دارند.

 

نکته ای که تنها به موتلفه باز نمی گردد؛ تحرکات شبه انتخاباتی قالیباف و جلیلی با توجه به آنکه آنان نیز شانس خود را پیش تر آزموده اند و پاسخ منفی گرفته اند و در طول مدت سپری شده نیز هیچ گزاره تازه ای برای عرضه ارائه نداده و تغییر رویکردی نداشته اند، نشان می دهد که اصولگرایان در بن بست انتخاباتی قرار گرفته اند و البته معرفی چهره هایی چون ضرغامی نیز که حرف تازه ای برای ارائه ندارند، موید همین معناست. در فضای غیر رسمی نیز سخن از حضور چهره هایی چون بذرپاش یا رستم قاسمی نیز هست و گفته می شود که آنان نیز متمایل به حضور در انتخابات هستند و تحرکاتی داشته اند اما آنان نیز با همان نقصان ها روبرو هستند.

 

مشکل اصولگرایان در انتخابات پیش رو و پس از آن اکنون در دو چیز خلاصه شده؛ فقدان گفتمان سازی مجذوب کننده و البته عدم حضور چهره هایی که بتوانند جاذبه عمومی داشته باشند.

 

با این وصف حتی اگر روحانی نیز ضعیف عمل کرده و نتوانسته باشد پشتوانه مردمی خود را حذف کند بازهم آنان نخواهند توانست که وی را از صندلی ریاست جمهوری دور کنند البته به نظر نمیرسد ماجرا به همینجا ختم شود.

 

به زعم نگارنده با توجه به تحرکات در فضای مجازی و مانور روی موضوع ناکارآمدی و فساد اقتصادی و تسری آن به هر دو طیف اصلی به نظر میرسد طیفی از جریان های اصولگرا در نظر دارند که با مخدوش کردن افکار عمومی در قبال دو طیف اصلی همانند آنچه سال 84 رخ داد از یکسو مشارکت را تقلیل داده و ناامیدی را بدنه حامی اصلاح طلبان دامن زنند و از طرف دیگر گزینه پاکدستی! را رو کنند که از این اتهامات بری است و ...

گزینه ای که اگر فن بیان خوبی داشته و شعارهای عوام گرایانه دهد در حالتی که مشارکت تقلیل یافته؛ می تواند حرف هایی برای گفتن داشته باشد اما نکته آنجاست که در فرصت باقیمانده چنین فردی قابل عرضه و ارائه خواهد بود؟ آیا مردم یکبار دیگر چنین تکنیکی را پذیرا خواهند بود؟

هر چه هست به نظر نمی رسد در شرایط فعلی و با این گزینه های مطرح امروزی اصولگرایان بتوانند کمترین شانسی برای حضور مجدد در پاستور برای خود متصور باشند، طیفی که در دوران اوج خود نیز با گزینه های مستقیم نتوانسته اند از پس رقبا بر بیایند! و البته از همه جالب تر انکه اگر این گزینه غیر مستقیم نیز پیروز انتخابات باشد معلوم نیست تا چه حد بابا دل اصولگرایان با سابقه ساز کوک کند و خود تبدیل به بازی دو سر باخت نشود!

یادداشت : محمد جعفری

مطالب مرتبط با پست جاری

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
محل تبلیغات شما